یک مفهوم ، سه اشتباه
در میان واژه هایی که در دوران مدرن امروز بسیار مورد استعمال ما قرار می گیرد واژه ی حق است. در مورد این مفهوم گفتنی ها بسیار است ؛ اما من می خواهم به 3 استباه در مورد این مفهوم به صورت مختصر اشاره کنم.
1. یک فرد معیار حق است.
هیچ گاه چنین نیست.هیچ گاه نمی تواند عمل یک فرد معیار حقیقت قرار گیرد.چرا؟ چون انسانها ممکن الخطا هستند و آنگاه حقیقت هم به سلاخ خانه ی اشتباهات آن ها می رود.حال اگر فردی را پیدا کنیم که اشتباهی نکند؟ او همان فرد معصوم در اعتقادات ماست که او را نبی یا امام می دانیم و سیره ی او را چراغ راه خود می دانیم.در مورد ولی فقیه چه طور؟ولی فقیه هم از اشتباه مصون نیست.او که معصوم نیست.در اعتقادات ما تنها ائمه و پیامبران عصمت دارند.بنا بر این او نیز معیار حقیت نیست ؛ بلکه عمل او با حقیقت سنجیده می شود.معنای اصل 111 قانون اساسی در مورد نظارت بر رهبری همین است.
هر گاه رهبر از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود يا فاقد يكي از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي از شرايط بوده است، از مقام خود بر كنار خواهد شد. تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل يكصد و هشتم مي باشد.
(پ.ن. شاهد از غیب رسید.حتما بخوانید)
2. حق با اکثریت است.
اینگونه هم نیست.چه کسی گفته که نظر اکثریت کاشف از حقیقت است؟ اگر اینگونه است که باید ماجرای سقیفه و خلفا را بپذیریم.اگر این است که بنی صدر حقیقت بود.این هم صحیح نیست.باید دانست که انتخابات و رای گیری کاشف از خواست اکثریت است.ما می خواهیم ببینیم اکثریت چه می خواهند.حالا ممکن است این خواسته مطابق حقیقت باشد یا نباشد.اگر حق با اکثریت بود باز هم حق نسبی می شد.چون نظر اکثریت دائما در حال تحول است.
3. حق با قدرتمند است.
همان الحق لمن غلب.شنیدن نوای حق از لوله ی تفنگ.بسیار غلط است و فکر می کنم در غلط بودنش تردیدی نیست.اما مساله این است که اشکال در اینجا در حق است یا در غلب.فکر میکنم اشکال در حق است.اگر قدرتمند دارای حق است غلبه به خاطر آن حق هیچ عیبی ندارد.مثلا پزشکی که واکسن را به اجبار به کودک تزریق میکند یا پلیسی که سارق را دستگیر میکند اما امان از روزی که حق با او نباشد.آن هنگام است که فطرت ندا بر میدهد و ظلم را رصد میکند.در اصل قدرت مساله ای نیست .امان از روزی که با قدرت بخواهیم حق به دست آوریم.
در هر سه این اشتباهات بدیهی ترین اثری که رخ می دهد ؛ نسبی شدن حق است.و این فاجعه ای است برا ی بشریت که حقیقتش هم نسبی شود و تحت آمال و هوسهایش قرار گیرد.شاید حقیقت آخرین پناهگاه ماست.خدا نکند بی پناه شویم.