چای و قهوه
شنیده ام که قدیم ها ایرانیان قهوه خور بودند.این را می توان از همین اسم هم متوجه شد.قهوه خانه.
****
اما بعد ها انگلیسی ها چای آوردند به ایران وایرانی ها چای خور شدند.چای برگ سبزی است که طی فر آیندی به برگه های مشکی تبدیل می شود.وقتی آن را دم می کنید؛برگه ها داخل قوری می ماند.می شود تفاله.تفاله را دور میریزند.
******
خبر گزاری ایسنا در خبری اعلام کرده است که خانواده های ایرانی هر روز 15 دقیقه با یکدیگر صحبت می کنند.به نظر می رسد ما هم دچار آثار ونتایج صنعتی شدن شده ایم.کا رهای روزمره نمی گذارد که ما با خانواده باشیم.اگر داخل خانه هم باشیم کارهای دیگری داریم.جوانها که یا درس دارند یا کامپیوتر و بزرگتر ها که تلویزیون و روزنامه و اعصاب خورد وکارآشپزخانه و هزار چیز دیگر....تبعات این کم صحبتی را هم که همه می دانیم وهمه می بینیم.
********
ای کاش .....ای کاش اینقدر سر صنعتی شدن داد نمی زدیم وبه آن فحش نمی دادیم.همان فرمول همیشگی-که هیچ وقت به آن عمل نکردیم ونمی کنیم ونخواهیم کرد-یعنی خوبش را بگیر و بدش را پس بده را عمل می کردیم وبعد هم خلاص.مثل تفاله های چایی که آن هم از انگلیس آمد. ای کاش...ای کاش کنار چایی دوباره چند فنجان قهوه بخوریم.